جمعى از نويسندگان ( افلاطون ، جالينوس ، امام علي ع ، كرمانى ، ناشناخته )
40
شش رساله كهن پزشكى ( فارسى )
دليل رفتن گام فراخ ، دليل كند بر فراخدلى و وفا و نصيحت و مردانگى . گام تنگ نهادن ، دليل است بر نامردانگى لعامت و كارهاى ناتمام و خوشخو و رحيمدل بود . اگر كسى بينى كه زود مىرود و نگاه بازپس مىكند و از چپ و راست مىنگرد و سر مىجنباند ، دليل ديوانگى و بدكردارى بود . سبك رفتن راست ، نشان تندى و بدانديشى . دير رفتن و گام نهادن ، دليل بدانديشى خاصّه كه داند كه كجا مىرود . به شتاب رفتن و دست جنبانيدن با كتف و دست فروافكنده دارد ، دليل كند كه مردانه و دلير و بلندهمّت بود . هركه در رفتن خويشتن را مىجنباند يا سوى دست به هر گامى بگرايد ، دليل كند بر مخنّثى ؛ و اللّه أعلم . دليل خنده هركه بسيار خندد ، بىعنايت بود و مساعد با مردمان . هركه اندكاندك خندد ، مخالف بود با مردمان و هرچه مردم كند ، هيچ نپسندد . هركه بخندد ، چنانكه سرفه بر وى افتد ، بىشرم و جنگجوى بود . دلايل اعضا هركه سر بزرگ دارد و كژ ، آن كس بلندهمّت باشد و نيكى دوست دارد . سر كوچك ، دليل كند كه بدخوى باشد .